close
چت روم

ترنسکشوال یا دوجنسه چه کسانی هستند ؟ وضعیتشان در ایران چطور است ؟

الّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
خوش آمديد - امروز : شنبه 31 شهریور 1397

عکس دوجنسیه,دوجنسه های ایرانی,عکس پسر دوجنشه,عکس دختر دوجنسه,عکس پسر دوجنسه,عکس های دختر پسر دوجنشه,عکس دختر پسر دوجنسه,درمان دوجنسه,درمان ترنس,موبایل دختر دوجنسه,تلگرام دختر دوجنسه,دختر خانم دوجنسه در تلگرام,

ترنسکشوال یا دوجنسه چه کسانی هستند ؟ وضعیتشان در ایران چطور است ؟

ترنسکشوال یا دوجنسه چه کسانی هستند ؟ وضعیتشان در ایران چطور است ؟

اختـلـــال جنـــســـیــتــی یا ترنــس یکـــی از بیــمـــاری های جنـــســی می باشـد که برخــی از افــراد دچار ایـن بیـــمـاری در ایـــران می باشنـد در ادامـــه تصـاویر و جزئیات بیشتـر ترنــس های ایـرانی پس از تغییر جنـسیت را در سایت سماتک خواهـیــد دیـــد با ما همراه باشیـد.

 

 به گزارش ویکی تاپ تغییر جنسیت برای افراد ترنــس (دوجنــسه) امری است که به تازگی در جامعه ما از حالــت تابو در حال خارج شدن اسـت. بیـــایـــیـــد بیــشتــر افراد ترنـس را درک کنـیم و با زندگـی آنــان آشـــنــا شویم. مانند عمـــل تغــیـیـــر جنســـیـــت و احســـاس های مربوط به حنسـیـت در این قشر از جامــعـه. نگـــار لطفعلـیــ‌، مدیـرعامـل انـــجـمــن حمایـت از بیمـاران ملـال جنســـیتـی ایـران میـ‌ــگوید: «ترنســـکــشوال» یعنـی گذر از جنــســیـــت.

افرادی که این بیـــماری را دارند دچــار اخـــتـلال شخصـــیت شده انـد و بایـــد به جنـسیـــتــی که در تمایـل دارند به آن جنــســیــت برســند چون خیـــلــی از این افراد دوست دارند به ثبــات شخـصــیتــی برســـنــد در ایــران به تازگی به ترنــس ها اهمــیـــت داده و آنــها را مورد معــالجـعـــه قرار می دهـند.

 
http://up.wikitop.ir/view/2232151/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(2).jpg
افـراد ترنس طبـق سلیـــقه خودشـان لباس می پوشند که شایــد برای اجـــتـــمـاع غیرعادی به نظـر بیاید.

 

نیـک شو، فکـر میـــ‌ـــکردم شاید گفـــتگو برایـشان راحت نباشد، شایــد نخواهند از چیـزی بگویند که آنــقـــدر تابو اســـت که هنوز هم خیـــلـــی‌ـــهـــا حتی نامش را به سخــتـی می‌گوینـــد. فکـر میکردم شاید نخواهنـــد از «ترنـس» بودن بگویند و روزهـــایـــی را مرور کنـنــد که آنچـه داشتــهــ‌انــد ملال بوده و ملـــال و ملال. امــا آنـــقدر دل پردردی داشــتنــد که با خوشرویی دعوت به گفتـگو را پذیـــرفتـــنـــد، به کافـهــ‌ـخبــر آمـدنـد و به سوالـــ‌هایــی جواب دادنــد که هر کدامـــشـان یادآور لحـظــهـ‌ـلــحظـــه زندگــیـــ‌شان بود. آمـدنــد و از خودشــان و دوستـــانـشـان گفتــند. هرچه بیـــشتـــر میـــ‌ـگفتند بیشتر میــ‌ـــفــهمـیـــدیــم آنـقــدر حرفـ‌هـای نگــفـته دربارهـــ‌ـشـان وجود دارد که هرچـــه بگوییـم باز هم حرف نزدهــ‌ای باقـــی می‌مــانــد.

 

مصـــاحــبــه ای که در ادامه میـ‌ـخوانید، با دو ترنـسکــشوال اســت. دو ترنـسکـشوال که چنـدیـن سال از عمـل جراحـی هر کدامشـــان میـ‌گذرد. یکــیـــ‌ـــشان از مرد بودن آزار میــ‌دیـده و دیگـــری از زن بودن. حالـــا به خواســتــهــ‌ـشان رســـیــده‌انـد. حالــا از ملال و سخـــتـی روزهایی رهـا شدهـ‌ـــانـــد که روحشان با جسمـشان تطــابـــق نداشـتـه و در پاسخ به سوال چنـدبــارهـ‌ـام دربـــاره این که از عمــل تغــییر جنـــسیت راضی هسـتـــید، تاکـید می‌ـکــنــنـد راضی هســتـــیم، با همـه سخــتـی‌ــهـــایـــش راضـی هسـتیـم.

 

نگـار لطفعـــلـی حالــا مدیرعامل انجــمـن ملـال جنســـیـــتی ایران است و آرش هم کار و کاســـبی خودش را دارد، میـ‌ــخواهد ازدواج کنـــد و زنـدگی را آنــطور که دنـبـــالـــش بوده ادامه بدهد. البــته آرش اسم واقعـــیــ‌ـــاش نیــست، اســـم مستـــعاری اســـت که در این گفـت‌وگو به او دادهــ‌ـــایـــم چون نخواسـت مشــخصـاتــش را بگوییـــم، عکـــســش را هم نخواســت منتــشـــر شود «در و همسـایـه میـــ‌بــیــنـند و دردســـر می‌ـــشود؛ خودتان که میـــ‌ــدانــیـد، جامـعـــه ما هنوز ترنس‌ـها را نمــی‌پــذیـــرد.»

 

خانـــم لطفـــعلـــیـــ‌، اجازه بدهــیـد گفـــتــ‌وگو را با شما شروع کنیـــم؛ از زنـــدگـــی شخـــصی‌ـتــان. و بعــد برسیـم به انـجـــمــن.

 

من سال ۸۴ مجوز تغــییـر جنــسـیــت گرفـــتـم و تا سال ۸۷ صبر کردم که خانواده راضی شوند. حالـــا حدود ۹ سال اسـت که عمـــل تغــیــیر جنسیـت را انجـــام دادهــ‌ام. خدا را شکــر می‌ـکـنــم که خانواده‌ـــام ایـــن موضوع را درک کردند و در طول عمــل‌هـــای جراحـــی همراهـیـــ‌ـام کردند چون همـــراهی و حمـــایــت خانواده برای یک فرد ترنسکشوال از هر چیزی مهمتر اســـت.

 http://up.wikitop.ir/view/2232153/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(1).jpg

اگر به آن روزهـــا برگردیـد، باز هم همـیــن کار را میـــ‌ـکنیـد؟

کامــلــا، از تصـــمــیـــمــی که گرفـتهـــ‌ام راضـیـ‌ـــام.

 

ایــن که یک نفر احـــساس کنــد روحش با جسمـــش تطابق ندارد، مادرزادی و ذاتــی است یا اکــتسـابـــی؟ عوامـــل اجتـمـــاعـی هم باعثـش می‌ــشوند؟

فرضـیــهـ‌ـهای زیادی دربــاره ترنسکـــشوال‌ــهــا مطـــرح شده که هیـــچـــکدام از آنهـــا ثابت نشـده اما تقـریبا همه با این موافـقـــند که این موضوع مادرزادی اســـت با این حال ممـکن اســت اجـتـماع بعــضـــی از این موارد را تشـــدید کند. میــ‌ـبیـــنــیم که بعـــضی خانوادهـــ‌ـها در بچــگی ایـن رفـتـار را در فرد میـ‌ــبــینند ولی به چشـــم بازی به آن نگاه می‌ــکنند و آن را تشــدید میـ‌ـــکــنـند، مثــلـا وقتـــی پسرشـان رفــتارهـای دختـــرانه از خودش نشـــان می‌ــدهــد یا برعـــکس، در حالی که وقتی بزرگ شد آن را انــکار می‌کــننـــد. اینطور نیــست که اگر خانواده این کار را نمی‌کرد، آن فرد ترنس نمــیــ‌شــد امـــا شایـــد در شدت آزردگــی فرد نقــش داشته باشـــد.

http://up.wikitop.ir/view/2232154/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(3).jpg

 

شما به عنوان فردی که خودتان این تجربــهـــ‌ را پشـت سر گذاشـتــهـ‌اید، حالـا مدیـــرعامـــل انـــجمــن حمایـــت از ترنسکشوال‌ــها هسـتیـــد. دربـاره این انجمـــن بگویید. چطور چنــین انجـمنی تاسیـــس شد؟

سال ۱۳۶۴ که خانم ملکـــ‌آرا از امام خمـــینی (ره) فتوای تغــییـر جنسیـــت را گرفــت و شرعی و مجــاز بودن آن ثابــت شد، ایشــان شروع کرد به تاسـیـــس یک انجــمن که از این افــراد حمایـــت شود. بعد از سالـــ‌ها دوندگی در سال ۱۳۸۶ ایـــشان موفق شد ایــن انـجمن را در وزارت کشور ثبــت کنـد. البــتـــه ایشـــان عرق مادرانـه داشـت و هزیـنهـ‌ـها را خودش متقـــبل می‌ـشــد اما فعالـیـت‌ها خیــلی رسمـــی و سازمـــانــدهـــی شده نبود، تا سال ۱۳۹۱ که ایشـان فوت کرد و سایـــر اعــضای هیات مدیـــره تصـمیـم گرفتنـد انــجــمـــن را منحـل کنـنــد، در آن زمان ما جمع شدیم و توانــسـتـــیـــم وزارت بهـداشــت و وزارت کشور را قانـــع کنـــیم که از انحـــلـال انجــمـن جلوگیـــری شود، بعد انـتــخــابـات انـــجمــن برگـزار شد و شروع به فعـالـــیــت کردیـم.

 

چرا این همـــه تلاش کردیـــد انـــجمــن حفظ شود؟ تاثـیــری در وضعـــیــت ترنسـ‌ها داشته؟

انــجـــمن میـــتواند به این موضوع هویت بدهــد، ایـن که افراد بداننـد یک سازمــان شبه دولتـی وجود دارد و در مواقع لازم میــ‌ــتوانــد اعـــلام وجود کند بسـیـار ضروری اســت چون واقعـیت این اســت که ترنـــس در ایـــران هم هست و هم نیـــســت.

 http://up.wikitop.ir/view/2232155/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(4).jpg

هم هســـت و هم نیست؟

بله، به ما پروانـه فعـــالـــیت میـــدهـــنـــد اما میــ‌ـــگوینـــد چراغ‌ـــخاموش فعالـیـــت کنیـــد. زمـان یک رییـس‌ـجــمـــهور کمـک مالی می‌ـکنــند اما ما را انـــکـــار می‌کـــنـند، زمان یک رییسـ‌ـجمهور دیگر از ما حرف می‌ـــزنند امــا کمـــک مالـــی را قطع می‌ــکنــنـــد! به همــیـن دلـیـــل بایـــد سازمـانـی وجود داشــتــه باشـد که از حقوق ایــن افــراد دفـاع کند و الـبتـــه نیاز به افــراد دلسوز دارد که از سختی‌هــا خســته نشوند.

 

سوالی که دربـاره این انجــمــن مطرح میـــ‌شود نام آن اسـت؛ چرا «ملـــال جنـــســیـــتی»؟

کتـابـــی هست در حیطـه کاری روانپــزشکان که در آمـــریکـــا هر ۱۰ سال یک بار منــتشر می‌ــشود. قبـــلا در ایــن کتاب، ترنس در طبقــه‌بــندی اختلال جنســیــتـــی وجود داشـــت که در انـتــشار بعــدی، آن را از حالـت بیمـــاری روانی صرف درآوردهـــ‌اند و آن را به بیـماری جنسـی – روانـی تغییر داده‌ـــاند. همچنـان بیـــماری بودن ایـن موضوع سر جای خودش اســـت اما آن را به آزردگـی، ملال و ناراحـــتــی بیش از حد تبـــدیل کردهـــ‌انـد.

ترنــس های ایـرانی پس از تغییـــر جنسیــت + تصـاویر

تصویری مربوط به افـــراد ترنس که در شبکه های اجــتـــمــاعـــی منتــشـر شده تا روشنگـری باشــد برای مردم

 http://up.wikitop.ir/view/2232156/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(6).jpg

چه میـــ‌شود که یک نفر این ملال را احســـاس میـــ‌ـکـــنـــد؟

اخــتـلـــال هویت جنـسیتـی، ملـال جنســیتـــی، یا هر اسـم دیگـــری که روی آن بگـــذاریم، از سه چهــار سالـگـــی که هویت جنــسـی افـــراد نقــش میــ‌بـندد قابــل تشـــخــیص اســـت. حتی اگر تعـــاریف کلـــاسـیک را کنار بگذاریـــم، امــروزه گفته می‌شود این اخـــتـلـــال در هر سنی میـ‌ــتوانـــد بروز کند؛ نوجوانــی، جوانی، میانسـالـــی و حتی کهنـــســـالی. ایـــن مسـالـه بیــشتـر روحی و روانــی اسـت، از نظــر جسمـی، یک فرد ترنـــســـکـــشوال باید کاملـــا مرد یا کامــلــا زن باشد و حتـی هورمون‌ـهــا هم درست عمـــل میــ‌کـند، اما از نظــر روحی و روانـــی ایــن افـــراد خودشان را کامـلا متــعـــلـــق به جنـــس مقـــابــل میــ‌بیــنند، معتقدنـد در جسم اشتباهی قرار گرفـــتـــه‌ــانــد و باید این روند را درسـت کنــند. در قدیم میـ‌ـگـــفـــتنـد اگـر ایـــن فرد ازدواج کنـــد خوب میشود، بچـــهـــ‌دار شود خوب می‌شود در حالـی که ایـن مشـکل با ایـــن کارها حل نمیـــ‌ـــشود.

 http://up.wikitop.ir/view/2232157/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%86%D8%B3%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20(5).jpg

وقتی چنــیـن ملـالـی را احـــساس کردند، باید چه کار کنـــند؟

قدم اول ایـن اســـت که به یک روانـــپزشـک که با سکسولوژی و مسـائل جنـسی هم آشــناسـت و تخـصـــص این موضوع را دارد مراجعه کنـــنـد. در ایــنجا لازم است یک دوره یک ساله طی کنـــنــد که قطــعـــی بودن خواسـته‌شان تایــیـد شود و برای پزشــک مســلم شود که ایـن خواسـته مستـــمر و قطعـی و اضـــطراری است و فرد بعـــد از عمــل پشـیمـان نمـــیـــ‌ــشود. چون چیزی که میـــ‌ـــبینیم این اســـت که افـرادی هستــنـد که یا تصور یا وانمود میــ‌ــکـــنند ترنس هستـــنـــد در حالــی که نیـســـتــند. ایـــن فیـلـتــرهای روانـپـزشـــکــی و پزشکی قانونی باعث می‌شود افرادی که واقـــعا به عمل جراحی نیـاز دارنـــد این کار را انجــام بدهنـــد.

 

بعـد از این که یک سال تحـت نظــر روانپزشک بودند چه می‌ــشود؟

در شهرهـــای مخـــتـــلف به دادگـــاه خانواده و در تهـــران به مجـتــمع امور حسـبـی مراجعه میــ‌کـننــد، درخواســـت تغیــیــر جنـسیت می‌ـــدهـند، در نوبت قرار می‌ـــگیــرنــد و به پزشکی قانونی معــرفی میـــ‌ـــشوند. آنجا کمــیـسـیونی تشکــیل میــ‌ـــشود که افـراد متـخـــصص، پرونده فرد را بررسـی میـ‌کـــنـــنــد و در صورت تاییـــد نهایی، برگهـ‌ــای میــ‌ــدهند که او به دادگـــاه برگـردد. دادگاه بر اساس نامـه روانپزشـــک و نامــه پزشـکی قانونی و در نظــر گرفـتــن ایـــن که این کار از نظـــر فردی، خانوادگـــی و اجـــتـــمـــاعی چقدر به مصلحت فرد متقاضــی است، تصمـیم میـــ‌ـگــیـــرد و رای صادر میـــ‌کــند. در صورت رای موافق، آن شخــص به جراحان مراجعه می‌ـکند و تازه پروسه جراحی و درمان شروع میــ‌شود.

 

هزیـــنـــه‌ـــهای عمـــل تغییــر جنسیت تقریبا چقدر است؟ ایـــن هزیـنه‌ــها را جایی تقبل میـ‌ــکنـد؟

قبـــلـــا ایـــن هزینـــه‌ــهـــا را جایی عهدهــ‌دار نمی‌ـشـــد امــا الـان بعـضـی بیــمارسـتانـــ‌ــهـــای دولتـــی با همـــان کیـــفیت بیمـارستــان خصوصی جراحی را انـجـام می‌ـدهـــنـــد اما با مبالـغ پایـــیــن. در بخــش خصوصی قیمت‌ـــها پانـزده تا بیــست میلـیون اســـت امـا در بخش دولتـــی تا دو میـــلـیون تومان ایــن جراحی‌ــهـا انجام میـ‌ــشود.

 

اعــضـــای انجمن شما فقـــط افراد ترنـــسکشوال هســتند؟

همـانطور که از اسـم این انجـــمـــن پیــداســـت، یک سازمان مردمـــ‌نهـاد اســت که از خود افـراد دردکــشیــده و اشـــخاص مرتبـط با ایـــن موضوع تشـــکـیل شده اســت. الان در انجـمـــن سه دسته عضویت داریـــم، یک دســـتـــه اعضای پیوستـه که اعـــضـای ترنــسکـشوال هستنـد، گروه دوم اعـــضای وابـــسـتـــه هستــنـــد که متــخــصـــصـان مرتبــط با این موضوع هستـنــد مثـــل جراح و پزشـک و روانـــپزشـک، گروه سوم هم اعــضـــای افتخاری هسـتـــند که با عضویت می‌خواهـــند انجـمــن را حمایــت کنـنـــد.

 

درواقع همه جامعــه میـــ‌توانــنـــد عضو افــتـــخــاری انــجمن ما باشــنـد و مخصوصا از هنـــرمــنـدان و چهـــره‌ـهـای سرشنـــاس دعوت می‌کـــنیم صدای اعـضای این انــجـمــن باشند. متــاســفانه ایــن مسالـــه اینــقدر تابو اســـت که حتـــی هنـرمـــندان که میـــ‌ـــبیـنـیم وارد فعـــالیت‌ـــهـای مردمـــی شدهـ‌ـــاند، از ورود به این مساله اجــتــنــاب میـــ‌کــنـــنـــد در حالی که ما وجود داریـم، کم هم نیــســـتـــیم.



سایــه افضـلـی ترنس ایــرانـــی

تعــداد افراد ترنسکــشوال در ایران مشـــخـــص اســـت؟

آمـاری از این موضوع وجود ندارد، شایـد بتوانیـــم یک آمار شبه رسمـی بگوییـم که پزشــکـی قانونی دارد و معتـــبـــر است امـا آن هم فقـــط شامـــل افـرادی میـ‌ـــشود که رفـــته‌ــاند اعـلـام وجود کرده‌انـد وگرنـــه خیــلی افرادی هســـتند که به دلایـل مختلـف مراجـــعــه نمیـ‌کـــنـنــد، دلایلی مانـنـــد ایــن که میـ‌دانند مشکـلــی دارند امـــا نمی‌ــدانـــنـــد چیــســت.

 

چطور؟

گاهی تلفـن دفـــتـــر انـجــمـــن زنـگ می‌ـخورد و بارهـــا خودم تلــفـــن را جواب دادهـــ‌ــام که افرادی حتـی از نقاط دورافـــتـاده تمـاس میـ‌گیرنــد و میــ‌گوینـد من مشـکــلی دارم که فقـط خودم میــ‌دانم و به خدای خودم میــ‌توانـم بگویم. امـــا بعــد که حرف میـــ‌زنیــم و درباره خودش توضیــح میـــ‌ـدهـــد می‌ـــگویم نه اینـــطور نیــســـت، افــراد دیـگری هم مثل تو هستند و به دیـگــران هم میـــ‌توانـی حرفـت را بگویی. تازه آنوقت میـــ‌فهــمـد که بایـد به کجا مراجــعـه کنــد، و ایـــن که اصـلـا باید مراجـــعـه کنـد یا نه.

 

گفـتـــیـــد پزشـکی قانونی آمـاری دارد، ایـن آمـار را اعـلام کرده؟

نه این آمــار هیــچ وقت اعــلام نمـیــ‌ـشود. یک بار هم یکـی از کارشنـاســان بهزیستـی اسـتـان تهران به طور شفـــاهی گفـــتــه بود تا چنــد سال پیش دوازده هزار پرونده ترنـس داشتیـم ولی وقتــی قرار شد رسـمـا اعــلـــام کنند گفـــتنـــد دو هزار پرونده ترنـــس داریــم!

 

و انجـمن شما چه تعداد عضو دارد؟

ورودی و خروجی به انـجمـــن ما هم زیـــاد اسـت. تعـــدادی از افــراد روزانه مشــاوره تلـــفنـــی میــ‌گـیــرنــد، تعدادی مراجعه حضوری دارند که نامه بگـیرند و دربــاره مسـیری که بایـــد طی کنند مشــاوره بگیــرند و خیـلــی موارد دیـگـر. به طور کلـــی در دو سه سال دو سه هزار ورودی و خروجی داشــتهـــ‌ـــایـــم اما تعـداد اعضــای فعـلی انجمـــن برای ما هم جزو آماری اســت که اعـــلـامــ‌ـشــدنی نیـــســـت.

 

چرا؟

گفـتـــه‌انـــد نبایـد اعـــلام کنیم.

 

سوال دیگری که مطـرح میـــ‌شود دربـــاره واکنشـ‌ـــهـــای اجـتـــماعـی به ترنـــســ‌ــهــاســـت. فکـــر می‌ـکنـــید چرا این موضوع ایـــنــقــدر تابو است؟ چرا در اغـلــب افــراد نگرش خوبی نسبت به این افـراد وجود ندارد و گاهـی برخوردهای نامنـاسبی انــجــام میـــ‌ــشود؟

ایـــن موضوع به عوامل مخـتـلفی برمـــیــ‌ــگـردد. یکی از ایـــن عوامل ایــن است که گاهـی افراد ترنـــســـکشوال، ناخواســتـه رفتارهایی را از خودشـــان نشان می‌ـــدهــنـــد که با عرف و فرهـــنـــگ جامــعه سازگـار نیـست و در ایــن صورت جامـــعه واکنـش نشان می‌دهـــد. تا جایی که ممـکـــن اســت بایـــد از ایجــاد حساســیت برای جامـــعه پرهیز کرد، درست اسـت که فرد ترنــسکـــشوال احساس میـ‌کنـد رفـــتارش با جســـمـــش منطــبـق نیـــست اما بایــد هنــجـارهای جامعـه را هم در نظر بگــیرد.

 

توصیهـــ‌ــای که من به ایــن افراد دارم این اســـت که صبور باشــنـــد، مراحـــل درمـانی را طی کنــنـد و برای رسـیدن به خواسـتـهـــ‌ـشان همدلـــی خانواده و جامعـــه را به دست بیـاورند نه ایـن که آنـــها را مقابـــل خودشان قرار بدهــنـد. مسالــه اینجاســـت که جامعـــه افرادی مثـل ما را نمـی‌بــینــد که صبورانـــه مراحل درمـــان را طی کردهـــ‌ایم، جامعـه افــرادی را می‌ــبیـنـد که با ظاهـــر غیرمــتـعــارف در خیابـان قدم میــ‌زنند، با پوشش و ظاهر مردانه آرایـــش می‌ــکـــنــند و رفتارهـایی نشـان می‌ـــدهــنـد که ما هم با آنــها موافـق نیــستــیـم. جامعـــه افــرادی مثـل آرش را که به دنـــبال یک زندگــی سالم است نمی‌ــبیــند، چون همـیـــن حالــا هم او میــ‌خواهد عکـســش گرفـــته نشود، چون از واکـنش همســـایـــه‌ــهـا می‌ـتـــرسد و میـــ‌ـداند که جامعـــه ممکـــن است او را با گذشتـــهــ‌ای که داشــتــه و با شرایـط فعـلـی‌اش نپـذیــرد.

 

جامـــعـه چطور باید با افراد ترنسکشوال چطور آشنـــا شود؟

موضوعی که خیـلی اهـــمیـــت دارد این اسـت که درباره ترنسکشوالــ‌هـا فرهنــگ‌ســـازی شود. وقتی در هیـچ کجـا هیـــچ نام و نشـانـی از ما نبــاشد چطور انتـــظـــار داریم که جامــعه با ما آشــنـا باشــد، دردهـــا و خواستـــهــ‌ــهـــای ما را بفهمـد یا در ایـجاد شغل و مهــارت همکـــاری کنـد. ما هیچ سهمـی از صداوسیـمــا به عنوان رسانـه ملی نداریم در حالـــی که مهــمتـــریـن ابزاری است که میـ‌ــتواند فرهـنگ‌ــســازی کند. خیـلـــی عجــیـــب اسـت که چرا حتـی در برنــامـــهـ‌ای ماننـد «ماه عسل» که به انواع موضوعات اجتمـاعـــی پرداخـته می‌شود،

 

در ایـن همـــه سال یکی از افراد ترنســکــشوال را دعوت نکـردهـــ‌ــانـــد، در حالــی که ایــن افـــراد وجود دارنـد و نیـاز است برای برخورد خانواده‌ـــها و جامـعـه فرهنـگ‌ســـازی انــجـام شود. وقتی خانواده و اجـــتـماع با ترنس‌ــهـا کامـلـــا غریـــبـهـــ‌انــد و آنهــا را نمــیـــ‌پـــذیرنــد، به جای ایـــن که یک مشـکـل قابل حل وجود داشتـه باشـــد، هزاران مشـکل هم اضافـه می‌ـشود؛ ما الـان ترنـــس روسپی داریـم، ترنس کارتـن‌ـخواب داریم، ترنــس معتاد داریــم، همـــه اینـهــا میـــ‌ـــشـد فقط ترنس باشــنـد و به این موارد کشـــیـده نشوند، اما اگـــر از آنها به موقع حمـایـت می‌ــشـــد.

 

اگـــر بخواهــیــد خواستـــهــ‌ای را از نهادهــای مرتــبـط مثل وزارت بهـداشـت، بهـــزیـســتـــی و … مطـــرح کنــیـــد، مهـمـــتـــرین خواسـته‌هـــا کدام است؟

در کنـــار لزوم فرهنـگ‌سازی از طریـــق صداوسیـــمــا که به آن اشـــاره کردم، یکی از خواسـتـه‌ــهـــای ما وضع یکـســـری قوانـــیــن اســت که باعـــث شود کارها سلــیقــهـــ‌ــای انـــجام نشود، در حال حاضر به غیـــر از فتوایـی که در این زمـــینــه وجود دارد، تنها قانونی که داریم این اســـت که مجـــلـــس صلاحیت تغـــییـــر جنسیــت را در حیطـه دادگـــاه خانواده گذاشتــه، ولی ایـــن که ایــن مســیر چطور طی شود به طور دقـــیق مشـخص نیـسـت، قاضـــیــ‌ها می‌ـتوانـنـد سلــیــقـــه‌ـای با ایــن موضوع برخورد کنـند

 

و رویه واحــدی در این زمـــیـــنه وجود ندارد. در حال حاضر یک مراجــعـه‌ـــکننده دارم که قاضـی بدون ایــن که او را به متخصــص ارجاع دهـــد خودش حکــم داده که ایــن کار برای شمــا مجـــاز نیسـت. یا حتـی برای شنـاســنــامــه گرفـــتن و تعویض مدارک، نحوه همــکـــاری قاضـــیــ‌ـــها متـفاوت اســت. اســتـانــداردســازی و نظارت روی جراحی‌ها هم یکی از مهمـتــریــن مطالــبــاتـی اســت که داریـم. عمل تغــیــیــر جنـسیت بسـیار حســـاس اسـت و خیـــلــی مهم است که از چه کیفــیــتی برخوردار باشـد تا آیــنده و زندگی شخـص به خطر نیـــفـتد. بایــد نظارت کننـد که هر جراحی دســـت به انجام این کار نزند، بلــکـــه یک تیـم متشـــکـل از جراحـان با تخــصصـــ‌ـهـای مختلـــف، عمـــل تغییـــر جنســـیـت را انــجام دهند.

 

یک ترنــسکشوال حتمــا باید جراحـــی کند؟

اگـــر به معـــنی لغوی ایـــن کلمه دقــت کنـیــم، میـ‌ــبــیـنـیـم که «ترنــسکشوال» یعـنی گذر از جنسیت. بنــابراین به نظر من افراد تازه بعــد از ایـــن که جراحـی کنــند میــ‌ـشوند ترنـــســکـــشوال و قبل از آن همــان اخــتلــال یا ملـــال هویت جنــســـیـتی را میـــ‌ــشود درباره آنهـــا گفت. با ایــن حال، شایــد هشـتــاد درصد افـــراد زندگیـ‌‌ــشـــان را هرطور شده ادامــه میــ‌ـــدهنــد و فقـط ۲۰ درصد هستــند که وارد پروسه جراحی میــ‌شوند. ایـن ۲۰ درصـد حتـــمـا بایـد عمـــل جراحـی انـــجـــام دهـند چون آزردگـی‌شـــان از کالبــدی که در آن هستــنــد آنـقـــدر زیاد اســـت که اصلـــا برایـــشــان قابل تحــمل نیــســـت.

 

آقـای آرش، شما بگوییـــد. چطور شد که احساس کردیــد باید تمــام سخـتـــیـ‌هــایـی که عمــل تغییـر جنـــسـیت دارد را بپذیرید و ایــن کار را انــجــام دهـید؟

من سال ۱۳۷۸ مجوز تغییر جنـســـیـــت گرفتـــم ولی به دلـــایل خانوادگــی و اجـتـــمـــاعــی ماننــد ایـن که شاغـل بودم و بایـــد کار میـــ‌کـردم، نتوانـــستم ایـن عمـــل را انــجام بدهـم، تا سال ۱۳۹۳ که دیگــر دیـدم شرایط طوری اســـت که امـکـــان این جراحــی مهــیـاسـت و این کار را انجام دادم.

 

در طول این سال‌ـــهـا، آن ملـال جنـــسیـــتــی را احــســـاس می‌ـــکردید؟

من خودم نام این احـساس را ملــال نمــی‌ــگـذارم، نه ملـال و نه اختـــلــال، من به این موضوع اســم «اختــلاف فیـــزیــکی» میـ‌دهــم. در طول این سال‌ها همـیــشـــه معـــتـــقد بودم اخـــتــلافــی با مردان دیــگــر دارم که جراحـــی می‌ــکنم و این اخـــتــلافــ‌ـــهــا برطرف میــ‌ــشود و مثل آنـهـــا میـ‌ـــشوم. هرچـــه برایـتـــان توضیـــح بدهــم باز هم فهمیدنش سخــت است، تا جای ما نبــاشید متوجه نمی‌ــشوید از چه سخـتـــی‌ــای حرف میــ‌زنــیـم.

 

از طرف جامـــعه با چه واکـنــشـ‌هایـی مواجه بودید؟

بارهـا پیـش آمــده بود که دوستــان و همـــکـــارانـم به من بگویند چرا ایــنـطور راه می‌روی، چرا ایـــنطور حرف می‌زنــی و لباس می‌ــپوشی، در حالی که ایـنهــا دست خودم نبود، هرچه تلاش می‌ـــکـردم مثــل بقـــیـه باشم باز هم ناموفق بودم.

 

برخورد خانواده چطور بود؟

خانواده من برخورد خوبی با این موضوع داشتـنـد. البته من از ترس این که آنـها با ایـــن موضوع مخــالـفـت کنــنـد، در جراحیـــ‌هــای اول اصــلا خانواده را در جریــان قرار نداده بودم و به آنـهـا نگفــتــم. امـــا وقتی کمـــ‌کم تغـــیـــیرات ایــجاد میـ‌شـد، موضوع را با آنهـا مطرح کردم. جالب بود که آنها برخورد خیلی خوبی با این موضوع داشــتــند و گفتـــند چرا به ما نگفــتـی که در طول مراحل سخـت جراحی کنارت باشـیــم. گفتند چرا زنــدگیــ‌ات را تبـاه کردی و گذاشـــتی ایـن همه سال عذاب بکــشـی. اگـــر میـــ‌دانـــســتـم برخورد خانواده با ایـــن موضوع اینطور اســـت، از اول مشـــکـــلم را به آنــهـا میـــ‌ـگفـتم.

 

بعـــد از عمـل، پیـــش آمـده که احـــساس کنــیـد پشـیـمانید؟

اصلـا.

 

اصلـــا؟

پشیمان هســتــم امــا نه از ایــن که چرا عمل تغیــیر جنــســـیت را انجـام دادم بلــکــه پشــیــمانم که چرا دیر ایــن کار را انــجام دادم. من ایـــن کار را بایـــد بیـست سال پیـــش انـــجام می‌ــدادم، پشـیمانــم که چرا دیـر اقدام کردم. حالا بیشـتر از چهــل سال دارم و تازه میــ‌خواهم زندگی تشکـــیل بدهـــم و ازدواج کنم. سال‌های زیادی را از دســـت دادهـــ‌ام و بابت آن سالـــ‌ـهـــا ناراحــتم.


اشتراک گذاري مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


تمام حقوق و عکسها نزد سايت ویکی تاپ محفوظ است .